تبليغاتX
سروین
سروين يعني مثل سرو - آزاد، هميشه‌سبز و خوش‌قامت -.

پنج ماه گذشت. چه زود و چه شیرین! 

 

درسته که هنوز نمی تونی کلامی رو به لب بیاری اما با نگاهت کاملاً باهام حرف می زنی. برق چشمات رو موقعی که دوست داری باهم شعر بخونیم و بازی کنیم، خیلی دوست دارم. نمی دونم چطوری می خوام برم سر کار و دوری ات رو تحمل کنم. بدجوری به هم عادت کرده ایم، بدجوری.

 

سه هفته ای می شه که داری فِرِنی می خوری و پنج روزه که حریر بادوم یکی از وعده های غذات شده. استقبال خیلی خوبی از وعده های غذایی جدید کرده ای که البته انتظارش هم می رفت!

 

بوی بهار و عید نورورز، عجبیب دلنوازه! نمی دونم تو هم لذت می بری یا نه؟ اینو دیگه نمی تونم از توچشمات بخونم.

نوشته شده توسط مامان در ساعت 22:37 | لینک  |