تبليغاتX
سروین
سروين يعني مثل سرو - آزاد، هميشه‌سبز و خوش‌قامت -.

سال، نو شد و نوروز دیگری آمد. طراوت و شادابی بهار انگار بیشتر شده امسال. سروینِ شش ماهه ی شیرین با لبخندهای گاهگاهی که دیگه می تونه بشینه و با روروئک اش همه ی خونه رو بگرده، پونه ای که بعد از دو سال و نیم به دیدنمون اومد، کامبیز و فینگیلی های خاله که برای دیدنشون ثانیه شماری می کردم، پرستویی که یکباره تصمیم گرفت به جمع خانوادگیمون اضافه بشه و دایی عزیزی که هر چندوقت یکبار گرمای وجودش تمام اعضای خانواده رو دور هم جمع می کنه اتفاق های خوشایند سال نو بودند؛ که اونقدر زیاد بودند و شگفت انگیز که یاد آوری خاطره اش تا پایان سال شادمانم خواهد کرد.

دیگه این بار مطمئن شدم که کار دخترم خیلی درسته! شنیده بودم که شش ماهگی، زمان جوانه زدن اولین دندونهاست اما جالبه که سروین درست وقتی که شش ماهش تمام شد؛ یعنی درست در اولین روز از ماه هفتم زندگی اش، دندون دار شد و شبی رو که قرار بود به خاطر رفتن پونه اینا، سرشار از سکوت و نگاههای بغض آلود باشه، کمی شاد کرد.

از روز هفتم فروردین، زندگی، مثل گذشته با یک خانوده ی نصفه و نیمه جریان خواهد داشت. خانواده ای که با دیدنِ نصفه ی جدا مانده اش شادتر شده و در انتظار نوروزی دیگر، با مرور خاطراتش گرم خواهد ماند.

 

نوشته شده توسط مامان در ساعت 18:26 | لینک  |